تهامات

بخشی از اتهامات و جعلیاتی که توسط عوامل و حقوق بگیران داخلی و خارجی رژیم جمهوری اسلامی بر علیه اینجانب مطرح گردیده است:

لینکهای مربوطه:

http://www.youtube.com/watch?v=-uUa8nBpV24#t=1898

https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=SqtpXq6Shrw

http://goftaniha.org/1386/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C/

http://fa.botianews.com/1391/11/23810

http://botianews.com/1391/10/17872

 http://www.azariha.org/?lang=fa&muid=53&item=528

http://www.zakerinews.blogspot.de/2013/08/blog-post_12.html

 

از لمپنهایی که کارش جعل است مطالب ربط و مضحکی بر علیه من ایراد کرده است:

http://www.youtube.com/watch?v=-uUa8nBpV24#t=1898

یکی از شعبان بی مخهای اپوزیسیون به نام سعید بهبهانی در تلویزیون میهن که تنها بیننده اش هم خودش می باشد در قبال گرفتن 80 دلار از امیرفرشاد ابراهیمی به فحاشی و خواندن متن امیرفرشاد ابراهیمی می پردازد:

در این متن امیرفرشاد ابراهیمی از شعبان بی مخهای اپوزیسیون اتهاماتی مضحک را به اینجانب نسبت داده است و با استفاده از مدارکی که برای صدور کارتهای جعلی خبرنگاری برایش فرستاده بودم دست به داستانسرایی زده است:

http://goftaniha.org/1386/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C/

احمد هاشمی؛ مترجم سران سه قوه یا مامور امنیتی ؟

نوشته شده در : ۱۳ تیر ۱۳۹۲

بیشتر از  بیست سال است که در کنار همه فراز و نشیب ها و تند روی ها و کند روی هائی که در زندگی ام داشته ام روزنامه نگاری و کار مطبوعاتی در کنار همه آنها بوده است ، در خلال همه این سالها نیز آموخته ام که چی بنویسم و چه زمانی و چگونه بنویسم  همچنین آموخته ام چی ننویسم و چرا نباید بنویسم !

می گویند حرفه ای ها در کلامشان نه تهدید میکنند و نه تعریف بلکه برای اثبات و معرفی خودشان ، گذشته وقبلی ها را نشان بعدی ها می دهند ، تجربه مطالب «گفتنی ها » در چند چیز مشترک است : نخست آنکه تا صحت و سقم مطلبی صد در صد برایم روشن نشود هیچ وقت اقدام به انتشار آن نمی کنم و دوم آنکه هیچگاه بر علیه منتقدان و مخالفان واقعی جمهوری اسلامی حتی اگر اعتقاداتشان و خط فکری شان مخالف و یا بر علیه من باشد مطلبی نمی نویسم چراکه هدف من آنها نیستند (البته فرقه مجاهدین خلق را از این دسته مستثنی می دانم چرا که همانطور که بارها و بارها گفته ام اینان ورژن کراواتی جمهوری اسلامی هستند ) .

همین دو اصل با عث شده است که تا به امروز هیچ کدام از نوشته و ها و روشنگری ها به خطا نرفته و به جرات اعلام می کنم که حتی یک خط ازروشنگری های این صفحه تا به امروز خلاف آن ثابت نشده است و از همین روست که از عصر روز هیجده تیر سال ۱۳۷۸ تا به امروز یعنی قریب به چهارده سال که اقدام به فریاد و روشنگری بر علیه این نظام دیکتاتوری نموده ام ، خواب را بر عمال امنیتی و سیاسی و… جمهوری اسلامی حرام کرده ام و با هر مطلبی که انتشار داده ام ضربه ای به خانه لرزان این رژیم زده ام .

گواه دیگری می گیرم ؛ چهار سال پیش وقتی پرده از چهره «محمد رضا مدحی» برداشتم و وی را عامل دست چندم و سرکوبگر رژیم معرفی کردم بسیاری خندیدند و بسیاری هم اتهام زدند و تعدادی هم که عاقلتر بودند سکوت برقرار کردند ، این در حالی بود که بسیاری از کسانی که خود را عقل کل اپوزیسیون می دانند برای وی فرش قرمز پهن کرده و کنفرانس مطبوعاتی می گذاشتند و مدام در رسانه ها و ابزار اطلاع رسانی خویش از او به عنوان تنها ناجی ایران نام می بردند ، دو سال گذشت تا حقانیت من مشخص شد و رو سیاهی البته بر ذغال ماند !

حالا مجددا همان داستان نخ نمای ماشین توطئه و تخطئه و تخریب به راه افتاده است و طنز ماجرا اینجاست که هیچ تغییری هم در روش و راه خود نداده اند ، اگر بیاد داشته باشید مدحی نیز همان زمان اعلام کرده بود که در قبال مساعدت من برای خروج وی از کشور مبلغ پانصد هزار یورو به من داده است ! البته مبلغ آنقدر بالا بود که کمتر کسی آن را باور می کرد .

جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتی پیرامونش چون هر روزبیشتر از دیروز از ریزش نیروهایش می هراسد و کناره گیری عواملش از خدمتگزاری برای آنها و یا خروج آنها از کشور برایش کابوس ابدی است لذا از هر راهی برای سیاه نشان دادن فردای کسانی که از ایران خارج می شوند وارد می شود ، یکی ازاین پروژه ها چندی است توسط فردی به نام احمد هاشمی در حال رقم خوردن است .که مشروح آن بدین شرح است :

نامبرده یک ماه پس از خروج از ایران و اقامت در استانبول اقدام به برقراری تماس با من نموده و درخواست کمک مالی و مساعدت جهت رسیدن به یک کشور امن داشته ، وی مدعی شد از کارمندان رسمی و ارشد وزارت امور خارجه بوده که در عین حال مترجم  سران و مدیران ارشد هر سه قوه کشور نیز بوده و پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری چون از مبلغین مهندس موسوی بوده اخراج و حکم جلب و بازداشتش نیز صادر شده که شبانه ازایران به همراه همسرش به طور غیر قانونی فرار می نماید و به ترکیه آمده ، ضمنا نامبرده به شدت نیز اظهار می داشت که از دوستان من وهمکلاسی های من در دانشکده حقوق دانشگاه تهران بوده که البته ورای اینکه من به یاد نمی آوردم اما پس ازپرس و جو از تعدادی از دوستان متوجه شدم که ظاهرا همدوره ای بوده ایم و این بخش را درست می گوید .

بلافاصله پس از شنیدن اظهارات نامبرده یک تیم تشکیل شده و موضوع را به اطلاع  سفارتخانه یکی از کشورهای غربی در ترکیه رساندیم که ترتیب خروج وی ازترکیه با صدور برگه خروج موقت داده شود ، در همان ایام بود که از طریق اداره اتباع بیگانه پلیس ترکیه اعلام شد که هم نامبرده و هم همسرش دارای پاسپورت قانونی و معتبر می باشند و بصورت قانونی ازطریق مرز هوایی استانبول وارد ترکیه شده اند !

در بعد از بررسی های بیشترو با استفاده از چند دوست معتمد در داخل کشور نیز مشخص شد که نامبرده به هیچ وجه مدیر و یا کارمند ارشد و میانی و رسمی و یا حتی قرار دادی وزارت امور خارجه نبوده است ! تنها ارتباط نامبرده با وزارت امورخارجه قرار دادی بوده است که «شرکت طاهر نیروی پارسیان » با وزارت امورخارجه مبنی بر تامین نیروی انسانی و کارگر به صورت روز مزد با آنها داشته و از همین رهگذر در طی چند پروژه خاص و مشخص و زمان دار به جهت آنکه در مراسمها و مجالس و کنفرانسها و دیدارهای وزارت امور خارجه کمبود مترجم در آن وزارتخانه احساس شده به همین منظور نیز از وی برای کار مترجمی استفاده شده است و با وی قرار داد بسته شده :

اما «شرکت طاهر نیروی پارسیان» از جمله شرکتهای پوششی و خدماتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده که ازاین شرکت در پروژه های وزارت امورخارجه و وزارت دفاع به منظور تامین خدمات نیروی انسانی و عقد قراردادهای داخلی و خارجی استفاده می گردد ، مدیران این شرکت نیز عبارتند از : سردار سرتیپ پاسدار جواد درویشوند معاون و مشاور سابق وزارت دفاع ، که نامبرده دو تن از بستگان خود را نیز به نامهای هادی و فاطمه درویشوند را نیز وارد این شرکت نموده و همچنین سرتیپ پاسدار حسن خلوصی  ، شاید نام حسن خلوصی برای بسیاری از زندانیان سیاسی دهه شصت و هفتاد نام آشنایی باشد : «پاسدار حسن خلوصی رئیس دفتر حفاظت اطلاعات و ارشاد زندان اوین » .

تحقیقات نسبت به احمد هاشمی متاسفانه هرچه به جلو می رفت بحث برانگیز تر می شد به عنوان مثال مشخص گردید نامبرده از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۷ یعنی تا قبل ازپیوستن به شرکت طاهر نیروی پارسیان از خبرنویسان وتحریریه سطح یک «باشگاه خبرنگاران جوان » بوده است ، جهت اطلاع لازم به یادآوری است باشگاه خبرنگاران جوان از ابواب جمعی معاونت سیاسی صدا و سیما است که در تعامل مستقیم با وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران می باشد و از این مجموعه  در کنار خبرگزاری فارس٬ روزنامه «جوان» و سایت‌های زنجیره‌ای وابسته به «مجتمع رسانه‌ای اطلس» با عنوان رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران یاد می‌شود:

بخشی از وظایف این رسانه‌ها که بسیاری از آن‌ها پس از وقایع سال ۱۳۸۸راه‌اندازی شده‌اند پرونده‌سازی علیه فعالان سیاسی‌-‌مدنی و رسانه‌ای است، در این میان «باشگاه خبرنگاران جوان» به دلیل سابقه امنیتی مدیر آن «سردار ابراهیم زادگان »٬ همکاری تنگاتنگی با نهاد‌ها و سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی دارد. نکته اینجا بود که سردار ابراهیم زادگان معرف و ضامن آقای هاشمی به شرکت طاهر نیروی پارسیان نیز بوده است !

پس از آن و با تحقیق دیگری از محل اقامت احمد هاشمی (که هر شهروند تهرانی دیگر  که احیانا اگر شائبه ای در ذهنش است می تواند به محل رفته و پرس وجو نماید)  بسیاری از ساکنان و همسایگان وی نیز اظهار داشتند در بسیاری از مواقع احمد هاشمی با خودروهایی با پلاک سپاه در محل تردد می نموده است و چند نفری نیز وی را با لباس فرم سپاه پاسداران دیده اند (آدرس محل سکونت وی :تهران ، تهرانپارس – خیابان ۱۹۶ غربی پلاک ۱۵۵) ، گفتنی است نامبرده اصلا به علت همین عضویت در زیر مجموعه های سپاه بوده است که به خدمت سربازی اعزام نشده و معافیت پرسنلی همانند دیگر پرسنل رسمی نظامی کشور داشته است .

با روشن شدن تحقیقات و اظهارات ضد ونقیض نامبرده وکشف این مسئله که  نامبرده با مراجعه به کنسولگری اسرائیل در استانبول موارد کذب دیگری را نیز در قبال اخذ دو هزار دلار بیان کرده مشخص شد که بی شک وی عنصر تازه نفس دیگری است که به منظورهای مورد نظر جمهوری اسلامی  از کشور خارج شده و اقدام به جذب کادر و دوست در بین اپوزیسیون می نماید .

باکنار کشیدن من و تیم مذکور که به جهت کمک به انتقال وی تشکیل شده بود و ناکام ماندن فاز اصلی ماموریت وی به جهت اعزام به یک کشور غربی ایشان کار خود را در همان ترکیه و با جمع آوری تعداد دیگری ازپناهنجویان آغاز کرده است که صرفا نشانگر این است که پناهجویان ایرانی در ترکیه و دیگر کشورها عاقبت دهشتناکی در انتظارشان است و نه تنها هیچ نهادی پیگیر کارشان نیست بلکه همه در پی اخاذی و اغفال و کلاهبرداری از آنان می باشند .

کوتاه سخن و در آخر تنها یک سئوال که : چگونه است که فردی که خود را مدیر ارشد وزارت امور خارجه و مترجم سران سه قوه معرفی می نماید ، برای درخواست و بررسی پرونده پناهندگی اش حاضر شده است پول و رشوه پرداخت نماید ؟ این سئوال البته سئوال  بی جوابی است که محمد رضا مدحی هم ازپاسخ به آن طفره می رفت که چگونه فردی که خود را مشاور خامنه ای و کل نظام می خواند و مدعی بود هزاران گیگ اطلاعات از درون رژیم دارد برای خروج از تایلند و اخذ پناهندگی پانصد هزار یورو داده است ؟

ای کاش فرستادگان امنیتی جمهوری اسلامی لا اقل برای تنوع هم که شده شیوه و اتهامات خویش را تغییر می دادند نه فقط نام و نام خانوادگی شان را !

 پی نوشت :

جهت اطلاع ساعاتی پس از انتشار این مطلب در تماسی تلفنی نامبرده ضمن فحاشی و تهدیدات بی شمار علنا اعلام کرده که به زودی می آید و مرا می کشد و زندانش را هم می رود و سرافرازانه به ایران برمی گردد که خوشبختانه صدای نامبرده هم ضبط شده است .

———————————————————-

در صفحه آذریها که توسط وزارت اطلاعات رژیم اداره می شود اتهامات کودکانه ای مثل ارتباط اینجانب با سرویس اطلاعاتی جمهوری آذربایجان مطرح گردیده که موجبات انبساط خاطر اینجانب را فراهم آورد:

http://www.azariha.org/?lang=fa&muid=53&item=528

در جستجوی پناهندگی؛کارمند اخراجی وزارت خارجه به دنبال سرویس امنیتی

 

سال گذشته یکی دیگر از پدیده های نوین وزارت امور خارجه و در سایه بی تدبیری مسئولان آن نشان داد که چه سان ممکن است شارلاتان ها و کسانی که بدون داشتن شایستگی در پی زندگی بهتری هستند، می توانند در ذیل عنوان “کارمند وزارت امور خارجه ایران” عرض اندام نمایند.

به گزارش سایت خبری-تحلیلی آذری ها ، مدتی است که یکی از مترجمان وزارت امورخارجه پس از اخراج از این نهاد دولتی در پی اخذ پناهندگی و به تصور خود، فروش اطلاعات به سرویس های اطلاعاتی بیگانه بر آمده است. احمد هاشمی کارشناس ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تهران که به صورت قراردادی در وزارت خارجه به شغل مترجمی مشغول بود و در دیدارهای داخلی مقامات با سران سایر کشورها حضور داشت، بعد از عدم تمدید قرارداد از سوی وزارت خارجه به پاره ای دلایل از کشور خارج شده و در جستجوی یک سرویس اطلاعاتی و امنیتی برای فروش خود برآمد.

این فرد تا کنون مصاحبه هایی با برخی رسانه های خارج کشور که عمدتا رسانه های دست چندم محسوب می شدند، سعی کرده است خود را فردی آگاه از سیاست خارجی و معادلات این حوزه وانمود کرده و تجربه کوتاه خود در سمت مترجمی را به عنوان سرمنشاء اطلاعات محرمانه در خصوص وزارت خارجه جلوه دهد. وی که در این رسانه ها ابتدا خود را یک ناراضی سیاسی که طرفدار جنبش سبز و مخالف حصر موسوی و کروبی، معرفی کرد، اما پس از نا امیدی از اپوزیسیون سبز به باند پان ترکیست نزدیک شده و سعی نمود توجه ام.تی.ان (سرویس اطلاعاتی باکو) را به خود جلب نماید. برای نمونه وی از پیشرفت و توسعه اقتصادی شگفت انگیز این جمهوری کوچک در مقالاتی طولانی و البته فاقد ارزش تحلیلی یاد می کند. این در حالی است که روزانه دهها تن از شهروندان باکویی برای انجام معالجات پزشکی (از پیش پا افتاده تا پیچیده) به تهران و تبریز مسافرت می کنند!!!

هاشمی در مصاحبه با گوتاز تی وی تاکید کرد در وزارت خارجه وی از موسوی و کروبی حمایت می کرد اما بیان نداشت که چه کسی در وزارت خارجه نظر یک مترجم را در خصوص امور داخلی استعلام کرده است. وی برای جلب توجه پان ترکیست ها با ناشی گری بسیار پیام داد که به دلیل رد و بدل شدن جک ترکی در وزارت خارجه مورد ستم ملی قرار گرفته است. غافل از این که فضای روابط و مناسبات در وزارت خارجه به قدری جدی است که جایی برای گفتن جک و طنزپردازی نمی ماند.

تاریخ: جمعه 9 فروردین 1392  11:38 AM
یکی از مرکاز وابسته به نهاد رهبری اتهاماتی کودکانه وارد کرده است:
دروغ پردازی های هاشمی در مورد ایران
تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ,۱۳۹۱
کد مطلب :

روزنامه صهیونیستی «تایمز آو ایزرایل» 3 فوریه 2013 (15 بهمن) مصاحبه‌ای را با فردی به نام احمد هاشمی (که خود را کارمند سابق وزارت خارجه ایران معرفی کرده؟!) منتشر کرد.

به گزارش”بوتیا”، این روزنامه صهیونیست ضمن انتشار دروغ‌پردازی‌های وی، نوشت: احمد هاشمی می‌گوید «ایران تلاش کرده است حضور نظامی خود در شاخ آفریقا را افزایش دهد و به‌عنوان بخشی از راهبرد خود برای چالش‌سازی علیه برتری‌طلبی غرب «صنعت تسلیحات اسلامی» را ایجاد کند و توسعه دهد… ایران همچنان به توسعه توانمندی‌های هسته‌ای خود ادامه می‌دهد و از تاکتیک‌های فریب‌دهنده به‌منظور منحرف کردن جهان از ماهیت واقعی برنامه هسته‌ای خود استفاده می‌کند.» اما نکته جالب اینکه احمد هاشمی در مصاحبه خود می‌گوید حدود دو سال پیش در نشستی محرمانه ایده مشابهی را از آقای وحیدی شنیده است.
در ادامه مقاله آمده است: همچنین این عضو سابق وزارت خارجه ایران می‌گوید ۲۰ می ۲۰۰۸ در نشستی بسیار محرمانه با حضور منوچهر متکی (وزیر خارجه پیشین ایران)، قاسم سلیمانی (فرمانده سپاه قدس) و رئیس‌جمهور اریتره حضور داشته است. در این نشست، ایران پیشنهاد کمک به اریتره در توسعه توانمندی‌های نظامی و تقویت این کشور در برابر اتیوپی (همسایه اریتره) را مطرح می‌کند. همچنین این مقامات در مورد ضرورت مهار حضور آمریکا در شاخ آفریقا و مقابله با تسلط آمریکا بر تنگه باب‌المندب بحث کردند. مقامات ایرانی پیشنهاد دادند که نیروی لجستیک نیروی قدس و تیم حمایت اقتصادی اعزام شوند که وظیفه آن‌ها ساخت کارخانه مهمات‌سازی و آموزش ارتش اریتره است. در گزارش مرکز تحقیقات تسلیحات و جنگ (مستقر در لندن)، به شناسایی تسلیحات و مهمات ایرانی در کارخانه‌های اسلحه‌سازی در ۹ کشور آفریقایی (از جمله سودان و کنیا در شرق آفریقا و ساحل عاج و نیجریه در غرب آفریقا) از سال ۲۰۰۶ تا سال ۲۰۰۹ اشاره شده است. همچنین در این گزارش به یک مورد از انتقال غیرقانونی مستقیم تسلیحات از ایران به نیجریه در سال ۲۰۱۰ اشاره شده بود.
در پایان مقاله آمده است: این کارمند سابق وزارت خارجه می‌گوید در سال ۲۰۰۹ طرفدار جنبش(فتنه) سبز بوده و اوایل ۲۰۱۲ تصمیم به نامزدی در انتخابات مجلس می‌گیرد؛ اما به بهانه عدم پایبندی به نظام اسلامی و ولایت فقیه رد صلاحیت می‌شود. پس از آن، از وزارت خارجه نیز اخراج می‌شود و به‌دلیل نوشتن مقاله در روزنامه‌های شرق و اعتماد تهدید به مرگ نیز می‌شود که در نهایت، ژوئن ۲۰۱۲ ایران را به مقصد ترکیه ترک می‌کند.‌

   تحلیل‌: اظهارات دروغ‌ دخالت ایران در قاره آفریقا از زبان یک فراری فتنه‌گر در حالی از سوی این روزنامه صهیونیستی مطرح می‌شود که این روزها غرب و صهیونیست‌ها به‌شدت مشغول دخالت در قاره آفریقا هستند و بنا بر اسنادی که برخی از رسانه‌های غربی منتشر کرده‌اند، غربی‌ها و صهیونیست‌ها به‌دنبال غارت منابع و ثروت‌های قاره سیاه هستند. دخالت صهیونیست‌ها و غربی‌ها در تجزیه سودان و حمله فرانسه به‌همراه کشورهای غربی به کشور مالی، تنها بخشی از دخالت‌های آن‌ها در قاره آفریقا است؛ از این‌رو ادعای دخالت ایران در آفریقا، بازی شیطنت‌آمیز جدید غربی‌ها و صهیونیست‌ها است.

منبع: هادی نیوز

—————————————————————

در اینجا نیز یکی از لمپنها و شعبان بی مخ های رژیم داستانسرایی هایی را علیه اینجانب انجام داده است:

http://www.zakerinews.blogspot.de/2013/08/blog-post_12.html

دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ ه‍.ش.

افشای چهره مزدور اطلاعات سپاه احمد هاشمی همکار مزدور یوسف صمدی نمین

احمد هاشمی که خود را مترجم زبان انگلیسی وزارت خارجه ایران می نامد یک مزدور نیروی قدس سپاه پاسداران است و به همین دلیل از سفارت آمریکا و اسرائیل بیرون انداخته شده است .

 

 

عزیزان هموطن همانگونه که مطلع هستید بنده در مسیر  تکمیل پرونده مزدوران و همکاران مزدور اطلاعات سپاه پاسداران یوسف صمدی نمین از مجاری مختلف می باشم و ایشان و بقیه مزدورها که سرگرم ایراد و اظهارات تخیلی و سناریوهای نخ نمای خودشان می باشند سعی میکنند کماکان آب رفته را با وعده های پوچ به جوی لجن بار خودشان برگردانند ولی این افشاگری ها  تازه در اول راه خود می باشد و افراد زیادی را در بر خواهد گرفت و داستانهائی که مزدور یوسف صمدی نمین برای یک عده پناهنده بیچاره و گرفتار و درگیر نان روز خود  نه نان می شود   نه آب   و بهتر است یوسف صمدی نمین به پناهندگان پاسخگو باشد که چرا به احضاریه رسمی بنده  در حدود 12 روز پیش که حکم دادگاهی را بر علیه ایشان دریافت کرده ام و از ایشان رسما خواسته ام وکیل و نماینده تام الاختیار خودش را در اروپا جهت دریافت احضاریه دادگاه معرفی کند جواب نمی دهد و تا کنون نداده  تا برای همگان مشخص گردد که این مزدور کسی نیست غیر از یک مزدور لجن مال شده و بی قدرت و بی کس و مکان  و دیگری حنایش رنگی ندارد و اینکه اعلام می کند به محلی که محل زندگی بنده است رجوع نموده و عکس تهیه کرده و اینگونه داستانها که بسیار خنده دار و مزدورانه است چونکه این حرف ایشان سند مورد وثوق و خوبی می باشد  برای ایراد اتهامات بنده بر علیه ایشان ، ولی متاسفانه این بزدل مزدور چرا آنقدر توان و وجود و مردانگی ندارد که در زیر تمامی گفتار و نوشتارش حتی یک نوشته مثل بنده  یکبار نامی از خودش ببرد که مشخص گردد نویسنده کیست ؟؟؟ واقعا چرا این مزدور لجن مال شده بی هویت کماکان قصد فریب اذهان عمومی و یک عده پناهنده بیچاره را در ترکیه دارد  ؟؟؟ که البته اینها تماما افشا خواهد شد .

عزیزان بنده مدعی این بوده ام که در کشور ترکیه هم مثل اروپا و آمریکا برای ایشان و اعمالش مزدورانه اش پرونده ای گشوده شده و در حال حاضر هم این را تاکید می نمایم و خود بنده در این زمان در کشور ترکیه هستم از صبح روز دوشنبه 13 آگوست و پیگیر این ماجرا می باشم ولی بنده قدرتی دال بر نفوذ در پرونده های قضائی و اطلاعاتی و رسیدگی به آن را در ترکیه غیر از دادن اطلاعات به ماموران مربوطه ندارم و ممکن است اطرافیان یوسف صمدی نمین در ترکیه همین امشب و یا یک هفته دیگر و یا کمی بیشتر دستگیر و به قانون سپرده شوند همچنین خود ایشان اگر به ترکیه وارد شود و یا شده باشد حق خروج پیدا نکند و اینگونه برخوردهای قانونی صرفا در ید قدرت قانونمداران اطلاعاتی و قضائی ترکیه است و نه بنده و دیگران .

pass

 

در این زمان بنده به هویت یکی دیگر از مزدوران  از دایره این مزدوران اطلاعات سپاه پاسداران و همکار مزدور یوسف صمدی نمین اشاره می کنم و تاکید می کنم سازمان اطلاعات ترکیه بر روی ایشان بیش از 7 ماه است که مستقیما قبل از گزارش بنده زوم کرده بوده و تحقیقات پیرامونش آغاز شده بوده  نام او احمد هاشمی می باشد و در ترکیه بعنوان پناهنده خود را معرفی نموده است و بنده مدتها بود پیگیر همکاری نزدیک این مزدوران با یکدیگر بودم و از آنجائیکه این مزدور احمدی هاشمی ماموریت خاصی را در ورود به ترکیه بر عهده گرفته بوده از قبیل منحرف کردن سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و اروپا ، بنده پس از اینکه گزارش های مربوط به مراجعه ایشان به سفارت آمریکا را آنهم با وساطت مزدور یوسف صمدی نمین و تحمیل احمد هاشمی به دوست بنده  آقای … جهت معرفی ایشان به سفارت آمریکا را مطالعه نمودم دقیقا به واقعیت پیچیده و اهداف مزدور یوسف صمدی نمین و حضورش در ترکیه با حربه کمک به پناهندگان واقف شدم و بنا را بر تحقیقات و استخراج اطلاعات گذاشتم و مشخص گردید که احمد هاشمی که خود را مترجم وزارت خارجه معرفی می نماید یکی دیگر از مزدوران حرفه ای پستوی اطلاعات سپاه پاسداران و وابسته به بخش برون مرزی نیروی قدس می باشد که جهت گمراه نمودن منابع اطلاعاتی خارجی از مسیر حرکت تیمهای تروریستی در خارج از کشور و بنفع نیروی قدس و شناسائی ماموران امنیتی و اطلاعاتی سفارت های آمریکا و اسرائیل بوده  و در طول کل مصاحبه هایش در سفارت آمریکا و اسرائیل  در ترکیه حتی یک کلمه و یا یک جمله اطلاعاتی را که بشود آن را اطلاعات نامید وجود نداشته که ارائه بدهد  و صرفا جهت گمراه نمودن منابع اطلاعاتی خارجی به بیرون از کشور فرستاده شده و به تیم مزدور یوسف صمدی نمین پیوسته است یکی از دلایل بیرون آمدن هماهنگ مزدور احمد هاشمی  گمراه نمودن کشورها و وارد نمودن آنها به معقوله دستاوردهای کذب شیمیائی و میکروبی در جمهوری اسلامی بر علیه اسرائیل است که در این خصوص آموزش های شایانی دیده است ولی خوشبختانه اینگونه عرایض مضحک این مزدور بدلیل وجود اطلاعات حقیقی و کامل با اقبال چندانی روبرو نگردید و تیر مزدوران یوسف صمدی نمین و احمد هاشمی در تاریکی به فلزی حجیم برخورد نمود.

البته در خصوص این مزدور احمد هاشمی در گذشته یکی دیگر از مبارزان راه آزادی آقای امیر فرشاد ابراهیمی افشاگریهائی نموده اند که نظر شما را به آن جلب می کنم در این لینک 

 

در روزهای آتی در خصوص این مزدور احمد هاشمی و گذشته اش در ایران و مراکزی که در آنها آموزش دیده است بیشتر روشن نمائی خواهم نمود 

 

حمیدرضا ذاکری 

 

 

 

 

http://botianews.com/1391/10/17872

یاوه سرایی و مهمل گویی سایت بصیرت وابسته به گروهک تروریستی سپاه پاسداران در رابطه با مقاله اخیرم

یاوه سرایی و مهمل گویی سایتهای بصیرت ، بوتیا نیوز و هادی نیوز وابسته به گروهک تروریستی سپاه پاسداران در رابطه با مقاله اخیرم که به رشد افراط گرایان در سوریه و ضرورت مداخله بشردوستانه در این کشور می پردازد:

 

آرزوهای قلبی نویسنده یا تحلیل واقعی اوضاع سوریه

روزنامه جروزالم‌پست 26 دسامبر 2012 (6دی) در مقاله‌ای به قلم «احمد هاشمی» به تحولات سوریه و چشم‌انداز قدرت‌یابی افراط‌گرایان پرداخت.

به گزارش”بوتیا”، این روزنامه صهیونیستی نوشت: پس از ۲۲ ماه جنگ و با وجود پیشرفت‌های اخیر شورشیان در مقابله با رژیم سوریه، بیشتر مناطق این کشور همچنان تحت حاکمیت بشار اسد است. اگرچه شورشیان به حومه حلب و دمشق نزدیک شده‌اند؛ اما نبرد واقعی برای واپایش(کنترل) پایتخت آغاز شده است. در واقع، شورشیان برای پیروزی در جنگ باید تسلط بر دمشق را به دست گیرند. اتحادیه اروپا و آمریکا ائتلاف ملی سوریه متشکل از گروه‌های مهم مخالفان را به‌عنوان نماینده مشروع مردم سوریه به رسمیت شناخته‌اند، اما افراط‌گرایانی مانند جبهه النصره را به رسمیت نشناخته‌اند. با این تفاسیر نمی‌توان گفت سرنگونی بشار اسد فوری، آرام و آسان است.

در ادامه مقاله آمده است: به‌موازات تشدید یافتن فشار بر اسد، احتمال اینکه به منظور حفاظت از جامعه علویان و به عنوان آخرین گزینه به استفاده از تسلیحات کشتارجمعی پناه ببرد، افزایش می‌یابد. به همین دلیل باید مداخله بین‌المللی صورت گیرد. جامعه بین‌الملل باید از گروه‌های میانه‌رو درون مخالفان حمایت اقتصادی و نظامی کند، زیرا جنگ سوریه به جنگی فرسایشی تبدیل شده و در صورتی که کمک جدی خارجی صورت نگیرد، مخالفان، پیروز این جنگ نخواهند بود. پیشرفت‌های نظامی افرط‌گرایان مرتبط با القاعده مانند جبهه النصره و افزایش محبوبیت آن‌ها باید از سوی کشورهای منطقه و جهان جدی گرفته شود. شورشیان در حملات خود علیه رژیم اسد نیازمند تسلیحات سنگین هستند و بن‌بست کنونی می‌تواند رشد افراط‌گرایان و گروه‌های جهادی درون ارتش آزاد سوریه را رقم بزند. در واقع، آن‌ها دشمن ثبات منطقه‌ای و آزادی و دموکراسی هستند.

در پایان مقاله آمده است: مداخله نظامی غرب، پیامدهای مختلفی را می‌تواند به دنبال داشته باشد: نخست، از اقدام نیروی هوایی سوریه برای استفاده از تسلیحات کشتارجمعی علیه شورشیان و حتی غیرنظامیان جلوگیری می‌کند. تنها یک حمله هوایی مؤثر و ویران‌گر علیه نیروی هوایی سوریه می‌تواند فلج‌کننده باشد. مطابق گزارش منابع مختلف‌، نیروی هوایی سوریه یکی از بزرگ‌ترین نیروها در خاورمیانه است که روسیه، ایران و کره‌ شمالی در تقویت آن نقش بسزایی داشته‌اند. دوم، با بلندپروازی‌های افراط‌گرایان اسلامی مانند گروه جبهه النصر و مهار بهره‌برداری آن از هرج‌ومرج مقابله می‌شود. سوم، کاهش بدبینی نسبت به غرب، کاهش شکاف میان مردم سوریه و در کل منطقه؛ به‌ویژه پس از بی‌تفاوتی آمریکا و اتحادیه اروپا به کشتار جمعی غیرنظامیان سوری. چهارم، الگوسازی برای مردم سایر کشورهای تشنه دموکراسی در خاورمیانه به‌‌ویژه مردم ایران. در واقع، مداخله نظامی غرب، مردم ایران را ترغیب می‌کند که به خیابان‌ها بریزند و علیه حکومت ایران قیام کنند.

 

تحلیل‌:نویسنده این مقاله روزنامه صهیونیستی که ظاهراً  از جنگ هشت روزه با جبهه مقاومت در غزه که سوریه بخشی از این جبهه است، کماکان ناراحت است، بیش از آنکه تحلیل واقعی از اوضاع سوریه ارائه دهد، بیشتر آرزوهای قلبی خود را روی کاغذ آورده است و در عین حال بارها ناامیدانه به عدم پیروزی تروریست‌های وارداتی به سوریه نیز اذعان می‌کند و بر همین اساس خواستار دخالت نظامی غرب در این کشور می‌شود و جالب‌تر اینکه، در آرزویی متوهمانه دخالت غرب در سوریه را نقطه امید فتنه‌گران داخلی در ایران برای قیام علیه جمهوری اسلامی نیز می‌داند!

منبع: هادی نیوز

 

http://zakerinews.blogspot.de/2013/08/blog-post_12.html 

 http://www.azadegi.com/link/2013/08/13/354933

  افشای چهره مزدور اطلاعات سپاه احمد هاشمی همکار مزدور یوسف صمدی نمین   ـ ۴٨٩ کلیک

  zakerinews.blogspot.de

داستان عبرت آموز برهنه کردن احمد هاشمی، مترجم احمدی نژاد

ahmad haashemi

ahmad haashemi

پس از استعفای چندین دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی در اعتراض به قضایای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 – که کشورهای محل ماموریت همگی شان به طور کاملا اتفاقی جزء بهترین و مرفه ترین کشورهای اروپایی بوده است – احمد هاشمی، کارمند سابق وزارت امور خارجه و مترجم رئیس جمهور در جلسات مختلف، در وبلاگ خود مدعی شده است به دلیل عقاید و فعالیتهای خود از کار اخراج و توسط نیروهای دولتی تهدید به قتل شده و مجبور به فرار از کشور گردیده است. ولی معلوم نیست چرا وی پس از سالها برخورداری از حقوق، مواجب و مزایای کار در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، با شروع جنبش سبز به ناگهان متوجه شده است که با سیاستهای جمهوری اسلامی مخالفت دارد و به تظاهرات دموکراسی خواهی ملت ایران پیوسته است.

او می گوید:

“اینجانب همیشه نسبت به سیاستهای جمهوری اسلامی در عرصه داخلی و همچنین سیاست خارجی آن مخالفت داشتم ولی با شروع حرکت دموکراسی خواهی موسوم به جنبش سبز به طور فعالانه ای در آن حضور و مشارکت داشتم که منجر به چندیدن بار فراخوانده شدنم به اداره حراست وزارت خارجه گردید. همچنین در انتخابات پارلمانی ماه مارس 2012 کاندید شدم و به دلیل اعتراض به رد صلاحیت شدنم توسط شورای نگهبان  مورد تهدید و اخراج از وزارت خارجه واقع شدم. پس از اخراج از وزارت خارجه به همکاری با روزنامه های اصلاح طلب از جمله شرق و اعتماد پرداختم که به علت اطلاعاتی که در زمینه برنامه های گسترش تسلیحاتی جمهوری اسلامی داشتم بلافاصله توسط منابع ناشناسی با تهدید به مرگ روبرو شده و مجبور به ترک کشور شدم.”

مترجم رئیس جمهور سپس مدعی می شود که گرفتاریها و مشکلات وی با اعتراضش به رد صلاحیت خود توسط شورای نگهبان شروع می شود:

“اینجانب برای شرکت در انتخابات پارلمانی 2 مارس 2012 ثبت نام نمودم و با تعدادی از افراد مستقل و آزاداندیش یک ائتلاف تشکیل دادیم. ولی با رد صلاحیت خود توسط شورای نگهبان روبرو شدم و زمانیکه به این رد صلاحیت خود اعتراض نموده و در صدد پیگیری آن برآمدم با مشکلاتی در محل کارم روبرو شدم که نهایتا اخراج و تهدید را برایم به همراه داشت.”

او می گوید وقتی که با تماس تلفنی ناشناسی تهدید به قتل می شود تصمیم به ترک کشور می گیرد :

“پس از اخراج از وزارت خارجه در ماه مه 2012، به همکاری با سرویس بین الملل روزنامه های شرق و اعتماد پرداختم. و در همین زمان یعنی در بین ماههای مه و ژوئن با سه تماس تلفنی ناشناس و تهدیدآمیز روبرو شدم که معمولا بعد از نیمه های شب با موبایل و خط ثابت خانه تماس می گرفتند و به ارعاب و تهدید به قتل می پرداختند. مثلا در تماس آخری که در اوایل ماه ژوئن با من گرفته شد تهدید کردند جسدم را در باغهای لویزان رها خواند کرد. این تهدیدها آرامش روحی و روانی من را سلب کرده بود. به نوعی که احساس می کردم اگر در ایران بمانم به سرنوشت دیگر زندانیان سیاسی که با زندانهای طولانی، شکنجه و اعدام روبرو هستند مبتلا خواهم شد. بنابراین تصمیم به خروج از کشور گرفتم.”

هاشمی در پایان ادعا می کند در زمانیکه قصد خروج از کشور داشته در فرودگاه امام خمینی مورد بازجویی قرار گرفته و برهنه شده است. با این وجود، وی توضیح نمی دهد که اگر واقعا تا به این حد تحت فشار و در معرض تهدید بوده چگونه می تواند پس از بازداشت و بازجویی دو ساعته! اعضای سپاه، در آخرین لحظه اجازه خروج از کشور را به او می دهند:

“و نهایتا زمانیکه ساعت 4 بامداد روز 13 ژوئن 2012 به فرودگاه امام خمینی رسیدم در قسمت صدور کارت پرواز، کارتی برایم صادر نشد و بنده را به بخش پلیس مهاجرت فرستادند. در پلیس مهاجرت، نیروی انتظامی مستقر در فرودگاه مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفتم و لوازم، وسایل، موبایل و پاسپورتم را توقیف و تفتیش نمودند. ده دقیقه بعد فردی که پیراهن سفید بر روی شلوارش داشت – یعنی از اعضای سپاه پاسدارن ولی با لباس شخصی بود من را به اتاقکی برد و به همراه همکارش مورد بازجویی قرار داد. رفتار پاسدارها که تامین امنیت فرودگاهها به آنها سپرده شده است، نیمه محترمانه بود ولی به دنبال لپتاپ، فلاش؛ یو اس بی و مموری بودند و من هر چه اصرار می کردم که هیچ چیزی همراهم ندارم قانع نمی شدند تا اینکه من را برهنه کردند و درحالیکه یک شورت بر تن داشم بنده را مورد بازرسی بدنی قرار دادند و بعد تحویل پلیس مهاجرت دادند. بعد از حدود دو ساعت بازرسی و بازجویی، در آخرین لحظه و در حالیکه فقط دو سه دقیقه به ساعت پرواز – ساعت 6 بامداد- مانده بود اجازه خروج از کشور را به بنده دادند.”

اینها ادعاهای احمد هاشمی مترجم انگلیسی، عربی و ترکی استانبولی وزارت امور خارجه بود و هر گونه تفسیر در مورد صحت و سقم اظهارات فوق را بر عهده خوانندگان می گذاریم.

مطالب نقل قول شده از وبلاگ شخصی احمد هاشمی برگرفته شده است.

  

داستان عبرت آموز برهنه کردن احمد هاشمی، مترجم احمدی نژاد

ahmad haashemi

پس از استعفای چندین دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی در اعتراض به قضایای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ – که کشورهای محل ماموریت همگی شان به طور کاملا اتفاقی جزء بهترین و مرفه ترین کشورهای اروپایی بوده است – احمد هاشمی، کارمند سابق وزارت امور خارجه و مترجم رئیس جمهور در جلسات مختلف، دروبلاگ خود مدعی شده است به دلیل عقاید و فعالیتهای خود از کار اخراج و توسط نیروهای دولتی تهدید به قتل شده و مجبور به فرار از کشور گردیده است. ولی معلوم نیست چرا وی پس از سالها برخورداری از حقوق، مواجب و مزایای کار در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، با شروع جنبش سبز به ناگهان متوجه شده است که با سیاستهای جمهوری اسلامی مخالفت دارد و به تظاهرات دموکراسی خواهی ملت ایران پیوسته است.

او می گوید:

“اینجانب همیشه نسبت به سیاستهای جمهوری اسلامی در عرصه داخلی و همچنین سیاست خارجی آن مخالفت داشتم ولی با شروع حرکت دموکراسی خواهی موسوم به جنبش سبز به طور فعالانه ای در آن حضور و مشارکت داشتم که منجر به چندیدن بار فراخوانده شدنم به اداره حراست وزارت خارجه گردید. همچنین در انتخابات پارلمانی ماه مارس ۲۰۱۲ کاندید شدم و به دلیل اعتراض به رد صلاحیت شدنم توسط شورای نگهبان مورد تهدید و اخراج از وزارت خارجه واقع شدم. پس از اخراج از وزارت خارجه به همکاری با روزنامه های اصلاح طلب از جمله شرق و اعتماد پرداختم که به علت اطلاعاتی که در زمینه برنامه های گسترش تسلیحاتی جمهوری اسلامی داشتم بلافاصله توسط منابع ناشناسی با تهدید به مرگ روبرو شده و مجبور به ترک کشور شدم.”

مترجم رئیس جمهور سپس مدعی می شود که گرفتاریها و مشکلات وی با اعتراضش به رد صلاحیت خود توسط شورای نگهبان شروع می شود:

“اینجانب برای شرکت در انتخابات پارلمانی ۲ مارس ۲۰۱۲ ثبت نام نمودم و با تعدادی از افراد مستقل و آزاداندیش یک ائتلاف تشکیل دادیم. ولی با رد صلاحیت خود توسط شورای نگهبان روبرو شدم و زمانیکه به این رد صلاحیت خود اعتراض نموده و در صدد پیگیری آن برآمدم با مشکلاتی در محل کارم روبرو شدم که نهایتا اخراج و تهدید را برایم به همراه داشت.”

او می گوید وقتی که با تماس تلفنی ناشناسی تهدید به قتل می شود تصمیم به ترک کشور می گیرد :

“پس از اخراج از وزارت خارجه در ماه مه ۲۰۱۲، به همکاری با سرویس بین الملل روزنامه های شرق و اعتماد پرداختم. و در همین زمان یعنی در بین ماههای مه و ژوئن با سه تماس تلفنی ناشناس و تهدیدآمیز روبرو شدم که معمولا بعد از نیمه های شب با موبایل و خط ثابت خانه تماس می گرفتند و به ارعاب و تهدید به قتل می پرداختند. مثلا در تماس آخری که در اوایل ماه ژوئن با من گرفته شد تهدید کردند جسدم را در باغهای لویزان رها خواند کرد. این تهدیدها آرامش روحی و روانی من را سلب کرده بود. به نوعی که احساس می کردم اگر در ایران بمانم به سرنوشت دیگر زندانیان سیاسی که با زندانهای طولانی، شکنجه و اعدام روبرو هستند مبتلا خواهم شد. بنابراین تصمیم به خروج از کشور گرفتم.”

هاشمی در پایان ادعا می کند در زمانیکه قصد خروج از کشور داشته در فرودگاه امام خمینی مورد بازجویی قرار گرفته و برهنه شده است. با این وجود، وی توضیح نمی دهد که اگر واقعا تا به این حد تحت فشار و در معرض تهدید بوده چگونه می تواند پس از بازداشت و بازجویی دو ساعته! اعضای سپاه، در آخرین لحظه اجازه خروج از کشور را به او می دهند:

“و نهایتا زمانیکه ساعت ۴ بامداد روز ۱۳ ژوئن ۲۰۱۲ به فرودگاه امام خمینی رسیدم در قسمت صدور کارت پرواز، کارتی برایم صادر نشد و بنده را به بخش پلیس مهاجرت فرستادند. در پلیس مهاجرت، نیروی انتظامی مستقر در فرودگاه مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفتم و لوازم، وسایل، موبایل و پاسپورتم را توقیف و تفتیش نمودند. ده دقیقه بعد فردی که پیراهن سفید بر روی شلوارش داشت – یعنی از اعضای سپاه پاسدارن ولی با لباس شخصی بود من را به اتاقکی برد و به همراه همکارش مورد بازجویی قرار داد. رفتار پاسدارها که تامین امنیت فرودگاهها به آنها سپرده شده است، نیمه محترمانه بود ولی به دنبال لپتاپ، فلاش؛ یو اس بی و مموری بودند و من هر چه اصرار می کردم که هیچ چیزی همراهم ندارم قانع نمی شدند تا اینکه من را برهنه کردند و درحالیکه یک شورت بر تن داشم بنده را مورد بازرسی بدنی قرار دادند و بعد تحویل پلیس مهاجرت دادند. بعد از حدود دو ساعت بازرسی و بازجویی، در آخرین لحظه و در حالیکه فقط دو سه دقیقه به ساعت پرواز – ساعت ۶ بامداد- مانده بود اجازه خروج از کشور را به بنده دادند.”

اینها ادعاهای احمد هاشمی مترجم انگلیسی، عربی و ترکی استانبولی وزارت امور خارجه بود و هر گونه تفسیر در مورد صحت و سقم اظهارات فوق را بر عهده خوانندگان می گذاریم.

مطالب نقل قول شده از وبلاگ شخصی احمد هاشمی برگرفته شده است.

https://hamrahema.wordpress.com/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C/

داستان عبرت آموز برهنه کردن احمد هاشمی، مترجم احمدی نژاد

Image and video hosting by TinyPic

پس از استعفای چندین دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی در اعتراض به قضایای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 – که کشورهای محل ماموریت همگی شان به طور کاملا اتفاقی جزء بهترین و مرفه ترین کشورهای اروپایی بوده است – احمد هاشمی، کارمند سابق وزارت امور خارجه و مترجم رئیس جمهور در جلسات مختلف، در وبلاگ خود مدعی شده است به دلیل عقاید و فعالیتهای خود از کار اخراج و توسط نیروهای دولتی تهدید به قتل شده و مجبور به فرار از کشور گردیده است. ولی معلوم نیست چرا وی پس از سالها برخورداری از حقوق، مواجب و مزایای کار در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، با شروع جنبش سبز به ناگهان متوجه شده است که با سیاستهای جمهوری اسلامی مخالفت دارد و به تظاهرات دموکراسی خواهی ملت ایران پیوسته است.

ahmad-haashemi

او می گوید:

“اینجانب همیشه نسبت به سیاستهای جمهوری اسلامی در عرصه داخلی و همچنین سیاست خارجی آن مخالفت داشتم ولی با شروع حرکت دموکراسی خواهی موسوم به جنبش سبز به طور فعالانه ای در آن حضور و مشارکت داشتم که منجر به چندیدن بار فراخوانده شدنم به اداره حراست وزارت خارجه گردید. همچنین در انتخابات پارلمانی ماه مارس 2012 کاندید شدم و به دلیل اعتراض به رد صلاحیت شدنم توسط شورای نگهبان مورد تهدید و اخراج از وزارت خارجه واقع شدم. پس از اخراج از وزارت خارجه به همکاری با روزنامه های اصلاح طلب از جمله شرق و اعتماد پرداختم که به علت اطلاعاتی که در زمینه برنامه های گسترش تسلیحاتی جمهوری اسلامی داشتم بلافاصله توسط منابع ناشناسی با تهدید به مرگ روبرو شده و مجبور به ترک کشور شدم.”

مترجم رئیس جمهور سپس مدعی می شود که گرفتاریها و مشکلات وی با اعتراضش به رد صلاحیت خود توسط شورای نگهبان شروع می شود:

“اینجانب برای شرکت در انتخابات پارلمانی 2 مارس 2012 ثبت نام نمودم و با تعدادی از افراد مستقل و آزاداندیش یک ائتلاف تشکیل دادیم. ولی با رد صلاحیت خود توسط شورای نگهبان روبرو شدم و زمانیکه به این رد صلاحیت خود اعتراض نموده و در صدد پیگیری آن برآمدم با مشکلاتی در محل کارم روبرو شدم که نهایتا اخراج و تهدید را برایم به همراه داشت.”

او می گوید وقتی که با تماس تلفنی ناشناسی تهدید به قتل می شود تصمیم به ترک کشور می گیرد :

“پس از اخراج از وزارت خارجه در ماه مه 2012، به همکاری با سرویس بین الملل روزنامه های شرق و اعتماد پرداختم. و در همین زمان یعنی در بین ماههای مه و ژوئن با سه تماس تلفنی ناشناس و تهدیدآمیز روبرو شدم که معمولا بعد از نیمه های شب با موبایل و خط ثابت خانه تماس می گرفتند و به ارعاب و تهدید به قتل می پرداختند. مثلا در تماس آخری که در اوایل ماه ژوئن با من گرفته شد تهدید کردند جسدم را در باغهای لویزان رها خواند کرد. این تهدیدها آرامش روحی و روانی من را سلب کرده بود. به نوعی که احساس می کردم اگر در ایران بمانم به سرنوشت دیگر زندانیان سیاسی که با زندانهای طولانی، شکنجه و اعدام روبرو هستند مبتلا خواهم شد. بنابراین تصمیم به خروج از کشور گرفتم.”

هاشمی در پایان ادعا می کند در زمانیکه قصد خروج از کشور داشته در فرودگاه امام خمینی مورد بازجویی قرار گرفته و برهنه شده است. با این وجود، وی توضیح نمی دهد که اگر واقعا تا به این حد تحت فشار و در معرض تهدید بوده چگونه می تواند پس از بازداشت و بازجویی دو ساعته! اعضای سپاه، در آخرین لحظه اجازه خروج از کشور را به او می دهند:

“و نهایتا زمانیکه ساعت 4 بامداد روز 13 ژوئن 2012 به فرودگاه امام خمینی رسیدم در قسمت صدور کارت پرواز، کارتی برایم صادر نشد و بنده را به بخش پلیس مهاجرت فرستادند. در پلیس مهاجرت، نیروی انتظامی مستقر در فرودگاه مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفتم و لوازم، وسایل، موبایل و پاسپورتم را توقیف و تفتیش نمودند. ده دقیقه بعد فردی که پیراهن سفید بر روی شلوارش داشت – یعنی از اعضای سپاه پاسدارن ولی با لباس شخصی بود من را به اتاقکی برد و به همراه همکارش مورد بازجویی قرار داد. رفتار پاسدارها که تامین امنیت فرودگاهها به آنها سپرده شده است، نیمه محترمانه بود ولی به دنبال لپتاپ، فلاش؛ یو اس بی و مموری بودند و من هر چه اصرار می کردم که هیچ چیزی همراهم ندارم قانع نمی شدند تا اینکه من را برهنه کردند و درحالیکه یک شورت بر تن داشم بنده را مورد بازرسی بدنی قرار دادند و بعد تحویل پلیس مهاجرت دادند. بعد از حدود دو ساعت بازرسی و بازجویی، در آخرین لحظه و در حالیکه فقط دو سه دقیقه به ساعت پرواز – ساعت 6 بامداد- مانده بود اجازه خروج از کشور را به بنده دادند.”

اینها ادعاهای احمد هاشمی مترجم انگلیسی، عربی و ترکی استانبولی وزارت امور خارجه بود و هر گونه تفسیر در مورد صحت و سقم اظهارات فوق را بر عهده خوانندگان می گذاریم.

سایت شخصی احمد خاتمی

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s